مراسم شب سپهری که کار مشترک انجمن شاعران نیمایی و بخش فرهنگی مؤسسه ی رهیاب بود، در ساعت ۴:۳۰ عصر سهشنبه ۲۹ اردیبهشت در سالن مؤسسهی رهیاب آغاز شد و تا ساعت ۶:۳۰ ادامه داشت. مجری این مراسم کبوتر ارشدی بود...
در شعر فارسی همیشه دو جریان در کنار هم حضور داشته و در کار زایش و تولید بوده و هر کدام مسیر تحول خاص خود را پیمودهاند. جریان اول جریان شعر زادهی درد است. در این جریان، دردهای عمیق معنوی سرچشمهی جوشش اندیشه و فوران احساس و غلیان عاطفه در قالب شعر بوده، و شعری زاده که از جانی شورانگیز و خونی جوشنده مایه گرفته و زایشش نتیجهی سرریز هیجانهای خیالانگیز و شاعرانه بوده است...
این متن ترجمهی بخشی از فصل "نوشتن چیست؟" از کتاب "ادبیات چیست" ژان پل سارتر است و در مجموعهی "هنر شعر"، در سال ۱۹۵۰، در پاریس چاپ شده است. با سپاس از دوست عزیز و شاعر ارجمند آقای طه حجازی که آن را برای انتشار در اختیار ما قرار دادند.
بحث دربارهی شعر نو گفتوگوییست که در فارسی کمکم کهنه شده است. بیش از پنجاه سال است که نویسندگان ما هر یک به طریقی لزوم تجدد را در شعر فارسی بیان کرده و شاعرانی به شیوههای مختلف در این راه قدمهایی برداشتهاند. با اینهمه امروز اگر بخواهیم نمونهای از شعر جدید فارسی که بهراستی نو باشد و نزد عموم یا خواص قبول یافته باشد، نشان بدهیم؛ به زحمت دچار خواهیم شد...
شاعر گرامی، آقای محمدعلی شاکری یکتا- در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۷ - در مراسم شب فروغ، در مؤسسهی رهیاب، دربارهی شعر فروغ فرخزاد سخنرانی کردند. این نوشته متن سخنان ایشان در این مراسم است.
آقای براهنی! شما نوشتهاید:"فصل بیگانه نمایی شعر نیمایی نیز، مثل فصل بیگانه نمایی شعر عروضی به پایان آمده است و هر چیزی که تا این درجه آشنای ما باشد، نمیتوان آن را غریب کرد و از پروسهی "بیگانه گردانی" گذراند." برای نقد و سنجش این نظر باید از شما پرسید: در صورتی که فصل بیگانه نمایی شعر عروضی هزار سال طول کشیده، چطور فصل بیگانه نمایی شعر نیمایی بعد از ۵۸ سال تمام شده؟...
منوچهر آتشی شاعر "آواز خاک" و "دیدار درفلق" با "گندم و گیلاس" و "وصف گل سوری" و "زیباتر از شکل قدیم جهان" از آخرین ماندگاران نسل پس از نیما بود که در چرخه ی حیات، با سرنوشتی خواسته و ناخواسته عمری سپری کرد و گذشت .خاطره شد و حال می ماند دفترهای شعرش که ماندگارتر از جسم او می روند تا در قالب متن زندگی کنند متن هایی که در بستر ادبیات فارسی یا می مانند، یا کمرنگ می شوند و یا می میرند...
از دوست ارجمند، آقای شاکری یکتا، در شمارهی ۷ دینگ دانگ، نقدی با عنوان "مرگ قهرمان یا مرگ مخاطب؟" در نقد شعر "آرش کمانگیر" زندهیاد سیاوش کسرایی، منتشر شد. این متن نقدیست بر آن نقد.
یکی از ویژگی های اصلی شعر گروس عبدالملکیان - تا آنجا که من خوانده ام- حادثه محوربودن آن است. او به نرمی درون حادثه می خزد و سعی می کند صحنهای سینمایی را تدارک کند که گاهی این صحنه ها تازه اند و گاهی کلیشه های سینمایی اند...
در بین شاعران نیمایی، سیاوش کسرایی از نظر پرداختن به بهار و نوروز مقام نخست را دارد و در طول سالهای سرایندگیاش، بهار دلانگیز با جوانهها و شكوفهها و غنچههايش و با سرسبزى نشاطانگيزش در شعر این شاعر بهاردوست حضوری چشمگیر داشته است...
هیچ شاعری را از روی قضاوت در یک یا دو شعر او نمیتوان شناخت زیرا شعر بیان احساس لحظههاست یا تنوع بیپایان احساس و عواطف و تلون سلیقه و گوناگونی برخورد و وسعت بیان. شعر امری یک بعدی نیست که قضاوت در مورد آن صریح و یکجانبه باشد که بگوییم خوب یا بد، زشت یا زیبا، مردود یا پذیرفته است. شعر یک منشور است، با ابعادی گوناگون و قابل بحث و قضاوت...
فهمیدن شعر یک شاعر مانند فراگرفتن یک زبان بیگانه است. ما هر زبان بیگانه را به این دلیل میتوانیم بیاموزیم که زبان مادری ما و آن زبان، هر دو از یک جهان سخن میگویند. در فراگیری زبان، به یاری مصادیق خارجی، دلالتهای الفاظ و جملهها را درمییابیم و از این طریق انگارههای زبان را فرامیگیریم...
این تاملی که من در شعر سهراب سپهری می کنم ، نه در تمامی ابعاد و ساخت های آن است که بررسی و سنجشی شتابزده در اندیشه های اوست ، در زمینه ی سیاست شعری او و پیدایی و باروری این اندیشه از آغازین دفتر های شعر او تا " ما هیچ ، ما نگاه " و بی شک چهارچوب کار، همین کارنامهی شعری او ، یعنی هشت کتاب است...
نگاهی کلی به کارنامهی شعر سهراب سپهری بیانگر این واقعیت است که جریان شعر او که در آغاز معنامدار است، بهتدریج به سوی سراشیب معناگریزی تغییر مسیر میدهد و در پایان در فرودگاه بیمعنایی فرود میآید و در آنجا متوقف میشود، بهطوریکه اغلب شعرهای واپسین دفتر شعرش- ما هیچ، ما نگاه- شعرهایی کم و بیش بیمعنا و فاقد عناصر اندیشه و حس و عاطفهاند...
دهه های سی تا پنجاه شمسی بدون تردید یکی از درخشان ترین دوران شکوفایی ادبیات فارسی است. در این دهه ها به شهادت تاریخ ادبیات معاصر ما، شاعران و نویسندگان بزرگی پا به عرصهی هنر گذاشته اند که نام و یاد و آثارشان تا همیشه ی تاریخ به قله ی افتخارات ادبیات فارسی خواهد درخشید...
زن در شعر سپهری نقشی کوچک و حضوری کمرنگ دارد. او تنها در ۱۲ شعر از ۱۳۴ شعر کوتاه و ۲ شعر بلندی که در هشت کتاب منتشر شده، حضورش آشکار و روشن است. با این وجود در بعضی از شعرهای دیگر سپهری هم نقش دارد، ولی حضورش تاریک و پنهانی است. سپهری جزو معدود شاعران معاصر است که شعر عاشقانه ندارد، سخن از عشق نیز در شعرش نادر است، اگر هم اینجا یا آنجا سخن از عشق میسراید، مثلاً میگوید...
۱۶ اردیبهشت ۸۸، پنجمین سالگرد درگذشت زندهیاد حسین منزوی است. حسین منزوی در اول مهر ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد. نخستین دفتر شعرش را در ۲۵ سالگی با عنوان "حنجرهی زخمی تغزل" منتشر کرد. آثار دیگرش عبارتند از " صفرخان"، "با عشق در حوالی فاجعه" ، "از شوكران و شكر" (غزل)، "ترمه و تغزل"، "به همين سادگي"، "با عشق تاب میآورم" (شعرهای نيمایی)، "با سياوش از آتش"، "از كهربا و كافور"، "از خاموشی و فراموشی" ، اين ترك پارسیگوی (بررسی شعر شهريار) و حيدربابا (ترجمهی منظومهی شهريار به زبان فارسی و در قالب شعر نيمایی) و ... با انتشار سه شعر نیمایی از او یادش را گرامی میداریم.
مهرماه که بیاید حسین منزوی 63 ساله میشود، اما زودتر، چند روز دیگر در اردیبهشت ماه، باید پنجمین سالروز مرگ او را در یاد باشیم. روزها و سالها چه زود میگذرند. انگار همین پارسال بود، تیرماه سال 1346 که در اردوی فرهنگی- ورزشی جوانان زنجان در"کوشکن" با هم آشنا شدیم...
حسین منزوی همشهری من بود و تنها کسی از شاعران شهر ما بود که در تهران حضور داشت و دامنهی شهرتش از شهر ما فراتر میرفت. من دانش آموز دبیرستانی بودم و "حنجرهی زخمی تغزل" تازه منتشر شده بود و به اندازهی خودش مورد توجه قرار گرفته بود و برای ماها که گرفتار سوداهای ادبیاتی بودیم امیدانگیزبود: پس میشود با لهجهی ترکی شعر فارسی خوب بسرایی حتی اگر تبریزی نباشی...
نیما چند شعر دارد که به طور کامل و خالص خوشبینانه و امیدانگیز است و رگههای بدبینی، نومیدی و تردید در آن راه ندارد. این شعرها را او در سالهای ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۵ سروده است. شعر "خروس میخواند" یکی از آنهاست. در این شعر یازده بندی او نوای رسا و روشنگر صبح رهایی و رستگاری را در بانگ قوقولی قوی خروس صبحخوان مجسم کرده است. این متن برداشت تقی پورنامداریان از شعر "خروس میخواند" است.
"سرزدن به جوانی" گزیدهی شعرهای سیاوش پرواز، در برگیرندهی چهل و پنج قطعه شعر کوتاه و متوسط است که از آن میان هیجده قطعه نیمایی ، یازده غزل و قطعه ، هشت دوبیتی ، شش شعر سپید (شاملویی) ، یک چهار پاره و یک رباعی است...
تا اینجا دیدیم که عروض شعر فارسی مبتنی بر نظم و تساوی هجاهای مصراع هاست و طول مصراع ها هم ثابت است این ثابت بودن طول مصراع ها سبب مشکلات زیادی در شعر فارسی شده بود...
دوم فروردین ۸۸، نوزدهمین سالگرد درگذشت دکتر سیاوش مطهری بود. زندهیاد سیاوش مطهری در سال ۱۳۲۰ متولد شد. سرودن شعر را از سالهای آغاز جوانی شروع کرد و نخستین دفتر شعرش را با عنوان "چاپار" در ۲۴ سالگی منتشر کرد. در سال ۱۳۵۷ دومین و آخرین دفتر شعرش را با عنوان "در این شرابسالی" به چاپ رساند. سیاوش مطهری در دوم فروردین سال ۱۳۶۹ درگذشت. با انتشار دو شعر نیمایی از او یادش را گرامی میداریم.
پرنده گفت به من در شروع یک پرواز: "اگر که قصد سفر سوی روشنی داری وگر که میروی ای رهسپار راه امید به بیکرانهی همواره دور بیداری سرود عشق بخوان دلنواز و گرمآواز." ...
در روز ١٢ ژوئن ١٩٠٤ در شهر پارال واقع در جنوب کشور شیلی، در خانواده یک لکومتیوران و یک معلمه، نوزادی به دنیا آمد که او را "نفتالی ریکاردو ریس باسوالتو" نام نهادند. هنوز بیش از شش هفته از تولد نوزاد نگذشته بود که مادرش به دلیل ابتلاء به بیماری سل درگذشت...