· سر خوش
ای كاش هر کسی
با يك كلاه
كه بر سر افكار میگذاشت
در باور و خيال
نزديكتر به خويشتن و روح بیزوال
سرخوش
با سكهای به گرمی خورشيد نوبهار
لبخند میخريد ز بقال روزگار.
· تازهتر
دلم يك طعم میخواهد
ولی شيرينتر از شيرين
كه حتی در ته احساس سرد نكبت و تلخی
دهانم را نرنجاند.
دلم در اين محيط پر ز گندمزار بيزاری
هوایی پر ز عطر ماه میخواهد
هوایی از اقاقی پر
هوایی تازه و لبريز از احساس میخواهد.
دلم يك حرف میخواهد
كه زخم كهنهی تقدير بیتقصير اين دل را
دوا باشد
و شايد
در اين دريای پرآشوب بیساحل
دلم را ناخدا باشد.
دلم يك عشق میخواهد
كه حتی بعد لمس التماسآميز خواهشها
بماند
با دل و قلبم بياسايد
بياميزد
و در تاریکی اين خانهی خاموش
چراغی نو بياويزد.