۷ آذر دومین سالگرد درگذشت ژاله اصفهانی است. ژاله از نخستین زنان شاعری بود که به شیوهی نیمایی شعر سرود و به نیما علاقهی خاصی داشت. او کتابی هم به زبان روسی در بارهی نیما نوشت به نام "نیما یوشیج پدر شعر نو". از ژاله در طول عمر پربارش ۹ کتاب شعر منتشر شد. شعر ژاله سرشار از شور اجتماعی است، همچنین شعری پراحساس و دلنشین است و لطافت زنانهی خوشایندی دارد. یادش را گرامی میداریم و به یادش سه شعر نیمایی از او را به دوستدارانش هدیه میدهیم.
۳ آبان نهمین سالگرد درگذشت شاعر نامدار و محبوب نیمایی، زندهیاد فریدون مشیری، بود. مشیری در طول شصت سال عمر شاعریاش دوازده کتاب شعر منتشر کرد. زبان شعرش زبانی بسیار روان و رسا و دلنشین است، آنقدر روان که زبان سعدی شیرین سخن را به یاد می آورد. برخی از شعرهایش مانند "کوچه"، "آخرین جرعهی این جام"، "بهار را باور کن" چنان مشهورند که بسیاری از شعردوستان تمام یا بخشهایی از آنها را از حفظند و گهگاه آن را با خود زمزمه میکنند. در سالگرد سفرش به دنیای خاطرهها سه شعر زیبای او را به دوستداران شعرش تقدیم میکنیم.
۲۹ آبان چهارمین سالگرد درگذشت منوچهر آتشی است. آتشی شاعری جنوبی بود که سرودن شعر را از جوانی شروع کرد و در ابتدای راه شاعری نیمایی بود و سالها به شیوهی نیمایی شعر میسرود، ولی سپس راه شعر منثور را برگزید و به سرودن شعرهای بیوزن پرداخت. شعر آتشی شعری پراحساس و پرشور است و زبانی شخصی و شناسنامه دار دارد. به یادش سه شعر نیمایی از او را به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
۷ آذر یازدهمین سالگرد مرگ حمید مصدق است. حمید مصدق از شاعران نیمایی نسل دوم و از وفادارترین پیروان راه نیما و شعر آزاد نیمایی بود. شعر او شعری روان و ساده و پراحساس است با زبانی نرم و هموار و بیانی رسا، سرشار از مضامین عاطفی- اجتماعی و حسی نیرومند. منظومههای "درفش کاویان" و "آبی، خاکستری، سیاه" و "در رهگذار باد" از بهترین شعرهای او و از آثار ماندگار شعر نیمایی است. یاد او را گرامی میداریم و به یادش سه شعر کوتاه نیماییاش را به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
۲۱ آبان صد و چهاردهمین سالگرد تولد نیما یوشیج، پدر شعر معاصر ایران و بنیانگذار جریان شعر نیمایی است. او ۶۴ سال زندگی کرد و حدود چهل سال از عمرش را صرف سرودن شعر و بنیان نهادن شعر نوین ایران کرد. در سالگرد تولدش سه شعر کوتاه از او را که در ارتباط با حشرات و پرندگان بومی سروده، به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
در مشرق پیاله نشستیم و گپ زدیم کاشان میان عطر گل از هوش رفته بود تبخیر برگ گل در جوی پر گره نی و قرابهی گلاب اعجاز گردباد کویری با شعر لاجوردی سهراب ...
۱۶ اردیبهشت ۸۸، پنجمین سالگرد درگذشت زندهیاد حسین منزوی است. حسین منزوی در اول مهر ۱۳۲۵ در زنجان متولد شد. نخستین دفتر شعرش را در ۲۵ سالگی با عنوان "حنجرهی زخمی تغزل" منتشر کرد. آثار دیگرش عبارتند از " صفرخان"، "با عشق در حوالی فاجعه" ، "از شوكران و شكر" (غزل)، "ترمه و تغزل"، "به همين سادگي"، "با عشق تاب میآورم" (شعرهای نيمایی)، "با سياوش از آتش"، "از كهربا و كافور"، "از خاموشی و فراموشی" ، اين ترك پارسیگوی (بررسی شعر شهريار) و حيدربابا (ترجمهی منظومهی شهريار به زبان فارسی و در قالب شعر نيمایی) و ... با انتشار سه شعر نیمایی از او یادش را گرامی میداریم.
دوم فروردین ۸۸، نوزدهمین سالگرد درگذشت دکتر سیاوش مطهری بود. زندهیاد سیاوش مطهری در سال ۱۳۲۰ متولد شد. سرودن شعر را از سالهای آغاز جوانی شروع کرد و نخستین دفتر شعرش را با عنوان "چاپار" در ۲۴ سالگی منتشر کرد. در سال ۱۳۵۷ دومین و آخرین دفتر شعرش را با عنوان "در این شرابسالی" به چاپ رساند. سیاوش مطهری در دوم فروردین سال ۱۳۶۹ درگذشت. با انتشار دو شعر نیمایی از او یادش را گرامی میداریم.
۱۹ بهمن سیزدهمین سالگرد آخرین سفر زندهیاد سیاوش کسرایی، و پیوستنش به ابدیت است. سرایندهی "آرش کمانگیر"، "باور" و "غزل برای درخت" جانش را در سرودههایش برای ما به یادگار گذاشت و خود به سرای جاودانگی رفت. او یکی از پیگیرترین شاعران نیمایی و یکی از برجستهترین آنهاست. تلاش بیوقفهاش در راه معرفی نیما و شناساندن زیر و بم هنر شاعری او خدمتی ارجمند است که هرگز فراموش نخواهد شد. در سالگرد واپسین سفرش، با خوانش سه شعر "ققنوس"، "هوای آفتاب" و "واژهی دلخواه" از او یادش را گرامی میداریم.
۲۴ بهمن ماه چهل و دومین سالگرد پیوستن فروغ فرخزاد به ابدیت است. فروغ یکی از شاعران برجستهی صاحب سبک در حوزهی شعر نیمایی بود که با قدرت خلاقیت چشمگیرش، شعر نیمایی را در چند حوزه، از جمله نگرش زنانه- نگاه مدرن- نزدیکی به زبان محاوره- بیان صمیمانه- پرداختن به مسائل روز اجتماعی و شهری، گسترش و تکامل بخشید. ضمن گرامیداشت خاطرهاش، شعرهای "تولدی دیگر"، "پرنده فقط یک پرنده بود"و "بعد از تو" را در اینجا میخوانیم.
۱۵ اسفند ماه چهاردهمین سالگرد درگذشت زندهیاد محمد زهری است. زهری یکی از شاعران نسل اول نیمایی است. او کار سرودن شعر را از دوران دانشجویی آغاز کرد و در طول سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۶ شش دفتر شعر با نامهای جزیره (۱۳۳۴)- گلایه (۱۳۴۵) - شبنامه (۱۳۴۷)- ... و تتمه (۱۳۴۸)- مشت در جیب (۱۳۵۱) و پیر ما گفت (۱۳۵۶) منتشر کرد. زهری به عنوان شاعری کمگوی و کوتاهگوی مشهور است و درخشانترین شعرهای او شعرهای کوتاه چند سطریاش هستند. در اینجا ضمن گرامیداشت یادش چند شاعر کوتاه از او را میخوانیم.
« نویسندهی این سخنان یدالله بهزاد، فرزند حسین ایوانی، به سال 1304 شمسی نیمه بهمن ماه دیده به جهان گشود. پس از روزگار کودکی به دبستان و سپس دبیرستان رفت و دو سه سالی نیز به تباه کردن زندگی در دانشکدهی ادبیات تهران پرداخت، آنگاه به کار دبیری دل بست و بیست و هفت سال تن و جان را در این کار فرسوده کرد ، سرانجام در 1359 به درخواست خود باز نشست شد.»
۲۳ اسفند ششمین سالگرد درگذشت فرخ تمیمی، از شاعران نسل دوم نیمایی، است. تمیمی در ۱۱ بهمن سال ۱۳۱۲ در نیشابور زاده شد. از دوران تحصیل در دبیرستان شروع به سرودن شعرهایی در قالب چهارپاره با درونمایهی ناسیونالیستی کرد. پس از چند سال به سرودن شعر نیمایی رو آورد و شعرهای زیبایی در قالب نیمایی سرود. زبان متشخص تمیمی او را در شاخهی شاعران مدرنیست نیمایی قرار داده است. از تمیمی ۶ دفتر شعر منتشر شده و شعرهای سالهای آخر عمرش هنوز به صورت کتاب منتشر نشدهاند. در فصل درگذشت فرخ تمیمی ۳ شعر نیمایی "یاران من" ، "پیوند" و "درها و دیوارها" از او را به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
۲۹ بهمن سی و پنجمین سالگرد تیرباران زندهیاد خسرو گلسرخی- شاعر، منتقد و روشنفکر مبارز و آزادیخواه- است. گلسرخی شاعری بود که روشنایی چهرهی ادبیاش به دلیل درخشش چهرهی سیاسیاش در سایه مانده و زیاد به آن توجه نشده است. گلسرخی از پیروان راه نیما در شعر بود و مقالهی "نوگرایی و حقیقت خاکی" او مقالهایست بلند که در آن "زمینهها و لزوم نوگرایی نیما" به تفصیل بررسی شده است. در سالگرد پیوستن آن زندهیاد به ابدیت، شعرهای نیمایی "تا آفتابی دیگر"، "زخم سیاه" و "شعر بینام" از او را به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
نادر نادرپور در ۱۶ خرداد سال ۱۳۰۸ در تهران به دنیا آمد. او از سال ۱۳۲۶ شروع به سرودن شعرهایی در قالب نوکلاسیک- چندپاره و دوبیتیپیوسته- کرد. سپس، از سال ۱۳۳۲ به سرودن شعر نیمایی رو آورد و از آن پس در کنار شعرهایی در قالب نوکلاسیک و کلاسیک شعرهای نیمایی بسیاری گفت که در ۹ مجموعه شعرش عرضه شده است. نادرپور در روز جمعه ۲۹ بهمن سال ۱۳۷۸ در لسآنجلس درگذشت. اینک، در نهمین سالگرد درگذشتش، ضمن گرامیداشت یادش، سه قطعه شعر نیمایی "نامهای به نصرت رحمانی"، "دورنما" و "طلوعی از مغرب" از او را به دوستدارانش تقدیم میکنیم.
۲۹ اسفند بیست و هفتمین سالگرد درگذشت منوچهر نیستانی، از شاعران نیمایی نسل دوم است. نیستانی در سال ۱۳۱۵ در کرمان زاده شد. از او ۳ دفتر شعر "جوانه" (۱۳۳۳)- "خراب" (۱۳۳۷)- "دیروز خط فاصله" ( ۱۳۵۰) و دو برگزیده اشعار، اولی به نام "دو با مانع" (۱۳۶۹) و دومی به نام "گزینه اشعار منوچهر نیستانی" (۱۳۸۴) منتشر شده است. منوچهر نیستانی در ۲۹ اسفند سال ۱۳۶۰ بر اثر سکتهی قلبی درگذشت. ضمن گرامیداشت خاطرهاش، سه شعر نیمایی "اما اگر بهار نیامد؟..." ، "ای تو- با رایحهی پاکترین" و "با گورهای خالی..." از او را در اینجا میخوانیم.
۷ آذر نخستین سالگرد درگذشت ژاله اصفهانی است. ژاله از نخستین زنان شاعری بود که به شیوهی نیمایی شعر سرود و به نیما علاقهی خاصی داشت، و به دلیل همین علاقه دو شعر برای نیما سرود. در این بخش برای گرامیداشت یاد ژاله، هفت شعر نیمایی از او را برگزیدهایم که با هم میخوانیم. این شعرها عبارت اند از: میپرسی از من اهل کجایم؟- آذرخش- پژواک- فریاد بی صدا- دست عشق- شاد بودن هنر است- بیا خیال کنیم.
اما نمیدانی چه شب هایی سحر کردم بی آنکه یک دم مهربان باشند با هم پلکهای من در خلوت خواب گوارایی وان گاهگه شبها که خوابم برد هرگز نشد کاید به سویم هالهای یا نیمتاجی گل از روشنا گلگشت رؤیایی. ...
شبانگاهان لب دریاچه میرفتم و میگفتم به خود او یک شب آنجا دیده خواهد شد من او را پیش از این هرگز ندیده، نام او را نیز نشنیده ولی انگار با هم روزگاری آشنا بودیم .................
از بر این بی هنر گردندهﻯ بی نور هست نیما اسم یک پروانهﻯ مهجور مانده از فصل بهاران دور در خزان زرد غم جا می گزیند بر فراز گلبنان دل بیفسرده نشیند. دست سنگینیست
بر فراز سر من لاشخوریست که چمان در افق این دژ هر مرد به مردار بدل منتظر مانده حریص تا که کی لاشه شوم من به تدبیر که چون حیله کنم که فرود آید تا تیررسم.
کی به انتهای راه میرسیم؟ - این نمور تونل دراز بی چراغ- کی به آستانهی نجیب خواب میرسیم؟ تا لگام اسبها به آبخور رها کنیم تا به آشنایی زمین سری تکان دهیم
جاده خاموش است، از هر گوشه ی شب هست در جنگل تیرگی (صبح از پی اش تازان) رخنه ی بیهوده می جوید. یک نفر پوشیده در کنجی با رفیقش قصه ی پوشیده می گوید. بر در شهر آمد آخر کاروان ما ز راه دور- می گوید- با لقای کاروان ما( چنان کارایش پاکیزه اش هر لحظه می آراست)...
قاصدک ! هان چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما،اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دّیار و دیاری- باری، برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس....
کفش هایم کو؟ چه کسی بود صدا زد: سهراب؟ آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ مادرم در خواب است و منوچهر و پروانه، و شاید همه مردم شهر شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد و نسیمی خنک از حاشیه ی سبز پتو خواب مرا می روبد بوی هجرت می آید...
پرنده گفت: "چه بویی ، چه آفتابی ، آه بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت". پرنده از لب ایوان پرید، مثل پیامی پرید و رفت. پرنده کوچک بود. پرنده فکر نمی کرد...
استخوانهایی از سفره ی رنگارنگش که به سوی ما پرتاب شده باوفامان کرده ست چاپلوسانه به دور و بر پاهای کسی می پوییم که اتو دارد شلوار سفیدش هر روز برق دارد کفشش...