صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS

تعداد عناوين: 207    فهرست به ترتيب تازگی     فهرست به ترتيب الفبايی

بی‌یار و بی‌دیار
برزین آذرمهر
می‌پرسی‌ام
که‌ام؟
بی‌یار و بی‌دیار
من شاخه‌ای جدا شده از
اصل و ریشه‌ام.
...
مطلب کامل

سرخوش - تازه‌تر
محمد تقی اقدام
ای كاش هر کسی
با يك كلاه
كه بر سر افكار می‌گذاشت
در باور و خيال
نزديك‌تر به خويشتن و روح بی‌زوال
...
مطلب کامل

کیف کِرِمی
آرش امین زاده
صدا می آد
صدا می آد
صدای کفش پا می آد
صدای کفش پای آشنا می آد
صدای کفش پای آشنا تو کوچه ها می آد
...
مطلب کامل

با پتک جهد- باران سنگ
طه حجازی (ح. آرزو)
من "کاوه" نیستم
اما درون من
آن کوره‌ای‌ست که آهنگر دلم
فولاد سخت جهل و ستم را
با پتک جهد و کوشش و پیکار
...
مطلب کامل

فلات عشق - آغازی دیگر
شعله رها
از ژرفنای غزل می آیم
از فلات عشق
آنجا که نبض رود
آنجا که بیت بیت سرودش
تکرار مردم است
...
مطلب کامل

از امروز و دستۀ ساری که می‌پرد
علیرضا زرّین
وقتی بیدار می‌شوم
با حرفهای گفته و ناگفته در سرم
با عقده‌های شکفته و نشکفته در برم
حرف سپاس می‌گذرد
...
مطلب کامل

تغییر کرده‌ایم (برای اول ماه مه)
سعید سلطانی طارمی
باور نمی‌کنی؟
تغییر کرده‌ام
گیتار می‌زنم
و قهوه می‌خورم
و زلف‌های درازم را می‌بافم
...
مطلب کامل

شاعر و آينه - در کوچه‌های دل‌شده- زمان، کنار خیابان
محمدعلی شاکری یکتا
رنگ از رخم پريد
كمانه كرد
و در جوار آينه پنهان شد.
با شاعری
از جزر و مد آينه گفتم
...
مطلب کامل

چند شعر کوتاه
کیوان صادقی
خورشيد می‌گدازد
از ريگ‌های تب‌زده‌ی‌ دشت مرگ زای
بگذار قافله‌ی خسته‌ی نسيم
از اين كمين مرگ و سراب و نفير و خشم
آرام بگذرد
...
مطلب کامل

یک آسمان ستاره‌ی نوباوه
جهانگیر صداقت فر
راستی
چرا به نغمه‌های شادیانه‌ی شعر
سکوت این شب خاموش را سینه نشکافم؟
چرا به تار ِ صوت و پرند ِ پود سخن
به قامت ظلمت ردایی از حریر نور نبافم؟
...
مطلب کامل

در کوچه‌های پرهیجان محله‌ی وبلاگ
مهدی عاطف‌راد
امشب هم
مانند هر شب
در ساعت دوازده
گشت و گذار نیمه‌شبم را
آغاز کرده‌ام
...
مطلب کامل

باید عبور تو - عامل یک جوانه‌ی دیوار
پگاه عامری
بايد عبور تو
غوغای بی‌حساب
يا آشنای تاب ِ نبوده
در قعر ِ شوم ِ كينه‌ی من باشد.
...
مطلب کامل

خواب
اصلان قزللو
رفتی و
نگاه گرم تو
چون کبوتری سپید
از کنار بام ما پرید.
...
مطلب کامل

سیب آزادی
الهام کریمی
می رسد روزی ز راهی دور
عاشقی دلداده‌ی میهن
سیب آزادی به دستانش
می‌نشیند در کنار تو
یا همین جا روبه‌روی من
...
مطلب کامل

این پشت‌ها- آسمانی ابر
سید مرتضی معراجی
این پشت‌هاآئینه‌های ماست
این پشت‌های زخمی تب‌دار
خونین ولی بی‌کم‌ترین زنگار
آئینه‌های ماست.
...
مطلب کامل

چهار تابلو
امیر پاشا مقدسی
در آن دم کز فروغ روزگاران خلق را جز شب نصیبی نیست
ولرم و نرم، آتش‌مرده‌شمعی در شکاف معبدی متروک
به چشمان غریب مردمان خورشید پر نور است.
...
مطلب کامل

هزار و یک ترانه‌ی لطیف
شبنم همتیان
بترس از آن کمان
که تیر تیزپر به سینه دارد
از آن نگاه جادویی
که نقش دل در آبگینه دارد
...
مطلب کامل

زلزله- تا کجا ویران خواهم شد؟
سعید سلطانی طارمی
آسمان داشت فرو می‌غلتيد
مرد
كودكش را برداشت
و فرو رفت به كام آوار.
...
مطلب کامل

رود، بار ِ مرگ می‌بَرَد (گفت‌وگو در يكمين دقيقه‌ی تابستان)
محمدعلی شاكری يكتا
فرزند:
مادرم چرا نمی‌توانم از ميان تل خاك
با معلمم
با كتاب و دفترم به عمق برگ‌ها سفركنم؟
...
مطلب کامل

شاید گناه از عینک من باشد
علیرضا طبایی
رنگین‌کمان ِ نور تماشایی‌ست
اما نه در قبیله‌ی کوران...
این سال‌گرد ِ چندم ِ خورشید است؟
وقتی که از مشایعت ِ روز آمدیم
...
مطلب کامل

در سه کنج هیچ (تقدیم به علیرضا طبایی)
محمدعلی شاکری یکتا
ماه خسته در میان آهن و فولاد
هرچه باداباد!
مثل این که شهر
در غبار و تشنگی
خود را
لا به لای جبّه‌ی بی‌رنگ شب‌دوزش نهان کرده ست.
...
مطلب کامل

بی‌شک گناه از عینک ما نیست (برای علیرضا طبایی)
مهدی عاطف‌راد
بی‌شک گناه از عینک ِ ما نیست.
بر چشمها
وقتی که چشم‌بند زند ظلمت
در چاه ِ کورچشم ِ تباهی
آیا به جز سیاهی
چیزی به چشم ِ اهل ِ نظر دیده می‌شود؟
...
مطلب کامل

مژده‌ی مهتاب
برزین آذرمهر
از ذهن پرطراوت ِ شب
می‌گذشت
ماه.
ماننده‌ی غزل
پر بود از خیال
...
مطلب کامل

تو اى انسان، تو اى رؤیای مهتابی!
منصور اعلمی‌فر
تو مى‌دانى
مرا ياراى خفتن نيست
اى رؤياى مهتابى!
مرا خواب و قرارى نيست
روز و روزگارى نيست
...
مطلب کامل

گم‌شده
محمدتقی اقدام
خويش را گم كرده‌ام در خويشتن
ديگر سرانجامی نمی‌بینم.
گوشهايم پر ز اصوات سكوت و
چون سرابم
در سراب آبی نمی‌یابم.
...
مطلب کامل

با عشق
طه حجازی
ای یار !
من سال هاست که با خود
در هر بهار...
زمزمه دارم
...
مطلب کامل

کارزار عشق و غرور
شیرین رحیمی (رها)
به پای عشق مانده‌ای
به نيش دست رانده‌ای
ميان عشقت و غرور
ميان بازی و وفا
...
مطلب کامل

همدلی- غزل پیشه
شعله رها
حال یاس خوب نیست
و بنفشه از غمش
رنگ روی خویش باخته
ارغوان
جامه چاک داده
...
مطلب کامل

با شمع
علیرضا زرّین
اى‌ شمع‌!
من‌ نيستم‌ غافل‌ ز سوزِ تو
غافل‌ ز پيغامت‌
غافل‌ از آن‌ عهدى‌ که‌ دلداران‌
با نورِ جاويدِ تو بستند.
من‌ نيستم‌ غافل‌ از اين‌ لحظه‌ که‌ با تو آب‌ مى‌‌گردد
...
مطلب کامل

کوچه‌های شهر
مهسا زهیری
قصه از کجا شروع شد؟
از قدم زدن
توی کوچه‌ای که آخرش همیشه بسته است
با دلی
که لای چرخ دنده‌های زندگی شکسته است
...
مطلب کامل

دیگر ....
سعید سلطانی طارمی
دیگر نمی توانیم
این وضع را ادامه دهیم
و اینهمه دروغ و دغل را
جزء حقوق ساده ی یک انسان
انسان ماورای مدرن
انسان نسبی تلقی نسبی
و ذهن های سرد بدانیم
...
مطلب کامل

زهدان شب
جهانگیر صداقت فر
تا می‌آید نغمه‌ی نوری بتابد بر جدار قیری این شام بی‌ فرجام
لشگر ابر سیاهی - ساز و برگش غم -
ناگهان ر‌ه می‌زند بر کاروان نقره‌ی مهتاب.
...
مطلب کامل

هفت واریاسیون روی تم "قطار رفت..."
مهدی عاطف‌راد
قطار رفت
و ما
در ایستگاه جا ماندیم
مثل همیشه.
...
مطلب کامل

چند شعر بهاری
اصلان قزللو
رفتی و
نگاه گرم تو
چون کبوتری سپید
از کنار بام ما پرید.
...
مطلب کامل

بیژن و منیژه - گردآفرید
الهام کریمی
بیژن به چاه افتاده بود
از چاله‌های بی‌شمار زندگی
-اینک عبور...
بوی تعفن را نگیر
راهی بجو.
...
مطلب کامل

بازهم - صبحگاهی
سید مرتضی معراجی
باز هم اینک بهاران است و
باران است
باز هم تنهایی و گشت و گذار من
در عبور از خاطراتی گُنگ.
...
مطلب کامل

بهار- اسیر
هدی نخجیری
می‌آيد از ديار پر از خاطرات سبز
با عطر نرگس و
گل و
ريحان و اطلسی
با جلوه‌های تازه و بی‌نقص و پرنگار.
...
مطلب کامل

از نو دمیدن‌های پنهان - سخن عشق- به مرغان شب‌شکن - گل‌بانگ فتح
برزین آذرمهر
قلب زمین گرم است
این بار
شوق شکفتن دارد
انگار
از نو دمیدن‌های پنهان
...
مطلب کامل

خورشید نیمه شب- و اینک کلمه
منصور اعلمی‌فر
جنگلی انبوه و موحش
در كنارش
بركه‌ای آرام و راكد
دشت سبز پر ز لاله
تپـّه ماهوری فریبا
...
مطلب کامل

ترانه‌ای بسرای
آرش امین‌زاده
نگاه کن که چه تلخ است قصه‌ی بودن
زوال یادت نیست؟
در آن شکنجه‌ی خونین بامداد هبوط
که دشنه‌های تولد
سپیدپیکر ما را به تیغ آغشتند
...
مطلب کامل

شباهت - دمیدن
حمید پژوهش
چیزی شبیه شورش محض بود
عشق
چیزی شبیه جنون.
آواره‌ای بود
که بر افق روح می‌دوید
...
مطلب کامل

نقطه‌ی پایان - می‌توان عاشق شد و خندید
شیرین رحیمی (رها)
می‌رسد در من به پایان
لحظه‌های نارس شوق رها گشتن
زانچه من می‌خواسته و ناخواسته‌ام:
لحظه‌های بی‌کسی
شوق قسمت کردن محدوده‌ی تنهایی و
لحظه‌ی دلواپسی
...
مطلب کامل

سکوت طلایی- ماتم‌- سلام
علیرضا زرّین
باز به صبحی سکوت ِ طلا بود
شاخه به شاخه شکوفه‌ی زرّین
چشمه‌ی شب را ستاره به سر کرد
سوزن تردید
از جگرم رفت
...
مطلب کامل

بلوط پیر
م. زیباروز
آنک ستبر و سخت
- چو آبنوس-
استاده پای کوه، بلوط ِ پیر
با میوه‌گان ِ مهرپرورد ِ همچون زر
هر سو گشوده بر.
...
مطلب کامل

شش شعر
کاظم سادات اشکوری
در شیب تند دامنه سنگی نشسته است
بی‌اتکا به خاک
تنها به این امید که رگبارهای فصل
ره گم کنند و
دامنه را پشت سر نهند
...
مطلب کامل

شاعر
م. ع. سپانلو
بنگر باران چگونه گور تو را می‌شوید
آن که سنگ تو را شکست نیکوکار بود
اکنون قطره‌ها به چهره‌ی زیبای تو می‌چکند
از پیچ‌پیچ رخنه‌ها، پر از سلام و یادگاری
...
مطلب کامل

نام تو را تمام درختان می دانند
سعید سلطانی طارمی
دیگر تمام کن
باور نمی کنم بتوانی
از من جدا شوی
یا این که من بتوانم روزی
دور از تو سر کنم.
...
مطلب کامل

شبنم احساس - ستاره‌ی اقبال - باز امشب - کلاغها
رحیم سینایی
می‌چکد شبنم احساس قشنگ از قلمم
دل من می‌گوید
می‌شود در دل تلخی عسل ناب چشید
می‌شود زیبا دید
می‌شود زیبا خواند
می‌شود زیبا گفت
...
مطلب کامل

پیام بیهقی- s.m.s- بازار تره‌بار- مرگ هزارساله
محمدعلی شاکری یکتا
اذان صبح که سر زد
شاید نیای من
با آن ردای ژنده‌ی صد وصله
در کوچه‌ای که نام ندارد
پیدا شود
...
مطلب کامل

طلسم - خط‌ چین - آرزو
کیوان صادقی
اندوه
در ترانه‌ی معصوم چشمهات
وقتی كه خواب را
تعبير می‌‌كنند
گویی جهان ز چرخش بيهوده‌وار خويش
يك دم می‌آرمد.
...
مطلب کامل

تندری در توفان
جهانگیر صداقت‌فر
من اگر در خلاء این شب دیجور مخوف
برنیارم فریاد
بغض ره می‌زند از این‌همه بیداد گلوگاهم را.
....
مطلب کامل

شبی از زمستان
علیرضا طبایی
شب تهی از ماه
نیز از سوسوی اخترها
کوچه مالامال از اندوه، از افسوس
در نگاهش حسرت فانوس.
...
مطلب کامل

از پشت ریشه‌ها
علیرضا طبیب‌زاده
درگوشه‌ی شکسته‌ی یک قاب، در خیال
چون سایه، یک سوار
با قامت صبورِ اساطیری‌اش که باز:
"ای مومیان ِ برآشفته از هراس و خوف!
....
مطلب کامل

در ساعت دوازده شب
مهدی عاطف‌راد
در ساعت دوازده شب
وقتی که من پیاده شدم از قطار تندروی رویدادهای بدانجام
در ایستگاه سانحه‌‌های سیاه نحس
در راه بود توفان
و بعد...
مطلب کامل

عشق و برف - آغاز
الهام کریمی
نرم ِ نرم
می‌نشیند بر تنم
چون هزاران واژه‌ی عشق و امید
راه می‌جوید به سوی دفترم.
...
مطلب کامل

عشق زندگی (ده شعر کوتاه)
جعفر کوش‌آبادی
امروز در دهان نسیمی فراخ‌بال
با طعم نرگس و تو و زنبق به پیش می‌آیم
و از همیشه خودی‌تر به زندگی
لبخند می‌زنم.
...
مطلب کامل

بیشتر- دانه دانه
سید مرتضی معراجی
بیشتر از عادت همواره‌ی او نیست
آنچه که این چرخ
چند روزی با دل ما کرد.
سروها سبزند
فصل
هر فصلی که باشد سروها سبزند
...
مطلب کامل

وزن متحرک صدای پای اسب (یک شعر رنگی)
کیومرث منشی زاده
من امشب مادیان سرخ شعرم را
میان دشت سبز چشم او
پرواز خواهم داد
تمام جنگل مژگان زنگاری شب
از پیش چشمم
می‌گریزد زرد
...
مطلب کامل

بازهم...؟
ميمنت ميرصادقی
هيمه‌ای، جرقه‌ای و آتشی
هيمه‌ای، جرقه‌ای و آتشی و
باز
بازهم سال، سال بد
بازهم سال، سال اشك
...
مطلب کامل

به احمد شاملو - سفر
هدی نخجیری
برای زندگان
برای آن کسان که نیستند
برای آسمان
برای ماه
برای عطر خاک صبحگاه
و یا مسافری که می‌رسد ز راه
...
مطلب کامل

شانه به شانه‌ی مرگ
شعر منتشر نشده‌‌ای از جعفر کوش‌آبادی
مرگ از پس پشت شبی دراز
در خلوتی که برگزیده‌ام اکنون
از صافی سکوت گذرکرده است و آمده است.
شانه به شانه‌ی من ایستاده است.
...
مطلب کامل

مردم
منصور اعلمی‌فر
يكى واژه مرا حيران
مرا سرگشته می‌سازد.
به هر نحوى كه می‌خوانم
به نوعى رنگ مى‌بازد.
سه پهلویست اين واژه.
...
مطلب کامل

بی تو - دمیدن
حمید پژوهش
میهمان ابر و اندوهم
بی‌تو
پشت شیشه‌های مه گرفته
یک جهان اندوه
چون ابری سیه در دل
"ابر بارانش گرفته".
...
مطلب کامل

راز چشمهایت
ناتولی درخشان
نمی‌دانم چه رازی در میان چشم تو جاری‌ست
که من پیوسته فکرم را
رها در بی‌کران جادوی آن دریا
نگه‌می‌دارم و پهلو نمی‌گیرم
...
مطلب کامل

شعرم تمام شد- عقیده
بهزاد دولتشاهی
شعرم تمام شد
چون آفتاب رنگ رفته‌ی پاییز
ناگه ز بام شد
گویی کشید او نفس آخرین خود
وقتی که پر کشید
از سرزمین خود
اندیشه‌های سبز مرا نیز درربود
...
مطلب کامل

بیا برگرد
آزاده رستمی
برایت قصری از احساس خواهم ساخت
برایت جامه‌ای از یاس و از الماس خواهم ساخت
بیا برگرد ویرانم
دلم آن‌جاست می‌دانی
دلت این‌جاست می‌دانم
...
مطلب کامل

دروازه‌های بهشت بسته بماند
مهسا زهیری
اینجا کسی به قصد جهنم مرد
دلتنگی‌اش
گناه عجیبی‌ست
از جنس سیبهای نخورده
از جنس بادبادکی که نخش پاره شد
...
مطلب کامل

چهار شعر
سعید سلطانی طارمی
هر شب
در ابتدای آفرینش دنیا
زلف دراز یک زن زیبا
از بادهای خسته می‌آویزد
و از تمام روزنه‌های شهر
روی تمام هستی من می‌ریزد
...
مطلب کامل

امید- میعاد
کیوان صادقی
این چنین مست و خراب و خسته و خاموش
زیر این باران که مثل بغض بی‌تاب است
سر به دامان نبودنهای بسیارت
چشم در چشم افق دارم.
از کدامین راه رفته باز می‌آیی؟
...
مطلب کامل

نسل بی‌فرجام – شهر بدآیین
جهانگیر صداقت‌فر
ای پریشان‌بخت برزخ‌روزگار
ای نسل بی‌فرجام
ای جنین دور از زهدان مادر
زاده در غربت
در نهفت ذهن تو سرگشتگی بیداد خواهد کرد
...
مطلب کامل

آخرين پرده
محمدرضا طاهريان
همه بازيگران درصحنه‌ی دريا و جنگل
پرده يك‌سو می‌رود
در اولين صحنه
دست درخون درختان می‌كند بازيگراول
آب را با آزمنديهای چركينش می‌آلايد
...
مطلب کامل

آنان سه تن بودند (به یاد شهدای شانزده آذر)
مهدی عاطف‌راد
آنان سه تن بودند از شهر شقایق
آنان سه تن بودند از بی‌مرز مشرق
تا بی‌کران آرزو رفتند و رفتند
پرواز کردند
در جست‌وجوی روشنی گشتند و گشتند
از شب گذشتند.
...
مطلب کامل

مادران امروز - خزان
الهام کریمی
مادری از درد می‌گرید
مادری از عشق می‌گوید
مادری بغض غریب خویش را
این بار
با شهامت
روی شهر خسته‌ی مظلوم می‌بارد
...
مطلب کامل

دستهایم را- آه! می‌دانی؟
سید مرتضی معراجی
دستهایم را نمی‌بینم
چشم
تنها چشمم
امّا
دستهایم را نمی بینم
...
مطلب کامل

پاییز
هدی نخجیری
تو ای پاییز آشفته
تو ای پاییز بی‌پروا
ز قلب عاشق ما
در غروب سرد و مغرورت
چه می‌خواهی؟
...
مطلب کامل

سفرت به خیر اما...
کبوتر ارشدی
در این شبها که من از دوری شعر و کلام تازه می‌ترسم
در این شبها که مهتاب از دو سویش رحل می‌بندد
در این شبهای پیش از حمله‌ی توفان
که آرامش به معنای تمام دل‌تپشهای هراسان است
...
مطلب کامل

یک دست بی‌صداست- روزها
حمید پژوهش
ایستاده‌ایم روی زمین
و باران
چتر هزار دانه بلورینش را
می‌گشاید آرام
و شب، یک شب توفانی‌ست.
...
مطلب کامل

اگرچه خسته‌ام
ناتولی درخشان
اگرچه خسته‌ام
اگرچه بال و پر شکسته‌ام
ولی شنیدن صدای بال تو
به من نوید می‌دهد
به من ترانه‌های پرامید می‌دهد.
...
مطلب کامل

فصل سرد شکستن- فصل پنجم
فروغ رئوفی
غم پشت پلکهای پنجره
آرام جا گرفت
از کوچه‌های شب
شهاب حضورت گذر نکرد
سرمادوباره در رگ خاموش شب دوید
...
مطلب کامل

دو نامه به همسرم
سعید سلطانی طارمی
دل من!
چه شگفت است زمان
گاه زیبا و نفس گیر و سخی‌ست
مثل چشمان تو
خورشید
ایران
...
مطلب کامل

اما چنین نشد – هنوز حنجره‌ای …
محمدعلی شاکری‌یکتا
یک شب که باغ سالخورده‌ی اجدادی
هی‌های بادهای مهاجم را
نشنید و خواب رفت
پنداشتیم
تا دم‌دمای آمدن مهر
کنار پنجره می‌مانیم
...
مطلب کامل

رويش سرخ
محمدرضا طاهريان
با خيالی سبز
روی سينه‌ی سرد خيابان
سرخ می‌رويد
و يادش خون‌نبشتی می‌شود
در سینه‌ی تاريخ
...
مطلب کامل

ای شب‌نورد کوچه‌های خشم
مهدی عاطف‌راد
شب کابوسهای نفرت‌انگیز و نفس‌گیر است
شب فریادهای در گلو محبوس
شب پرخاشهای از خروش افتاده‌ی خاموش
شب منحوس.
...
مطلب کامل

آلبوم- بی‌قراری- سوال
الهام کریمی
(نشست وعشق را گریست)
و چهره‌ها چه آشنا
همه جوان و سربلند
کدام چهره آن توست
که گم شدی میان این همه سکوت؟...
مطلب کامل

با تو دیشب
سید مرتضی معراجی
« با تو دیشب تا کجا رفتم ...»
دوستان بودند و می‌دیدند
« پا به پای تو که می‌بردی مرا با خویش ... »
مثل بسیاری ز شبهایم
« تا دیاری که غریبیهاش می‌آمد به چشمم آشنا رفتم »
...
مطلب کامل

ای ماهیان
هدی نخجیری
ای ماهیان شاد
ای ماهیان سرخوش و آزاد
از راز عشق و نفرت انسان شنیده‌اید؟
...
مطلب کامل

گمشده
سهیل نصرتی
از چشم خدا خواسته‌ای گم شده‌ات ناز بيايد
من آمده‌ام
پاييز شد و بال‌زنان آمده‌ام
راهم نم باران زده است
از دور
درختان همه خيسند
...
مطلب کامل

در چارراه رنگ‌بازیها- قصد رحیل- برای باران- نماز خوف
محمدرضا شفیعی کدکنی
زیباترین رنگها سبز است.
باغ بهاران، صبح بیداران.
آرامش و شرم سکوت شسته‌ی صحرا.
اندیشه‌ی معصوم گلها
در بهاران
در شب باران.
...
مطلب کامل

از دل سبز صدا
کبوتر ارشدی
تهران
توی رگهایم بود
و دل رگهایم
روی دستم می‌زد
باد در گوشم سیلی مشت بر دردم پیدا
...
مطلب کامل

میان دو گلدان- و از عشق...
حمید پژوهش
بیفروز شمعی
میان دو گلدان تنهایی و غم
به یاد سلامی که ما
صبح هر روز کردیم و
خامش گذشتیم.
...
مطلب کامل

از شش جهت محاصره- گردآفرید و سهراب
طه حجازی (ح. آرزو)
بوزینه‌های زنگاری
کفتارهای بازاری
سگهای هرزه‌گرد خیابانی
و خوکهای درباری
همراه موریانه‌ها
...
مطلب کامل

دستی مرا گره گره به تو می‌بافد- تو ... خدا
فروغ رئوفی
تا آسمان
سه‌چهار پله فقط کافی‌ست
اما
وقتی تو نیستی
تنها کمی سکوت و پنجره هم کافی‌ست
...
مطلب کامل

مثل دو تا شکسته‌ی خو‌ش‌بخت
مهسا زهیری
یک گوشه از سیاهی این دنیا
در فکر خوب‌ترین پایان
بیدار مثل شب
آرام مثل لحظه‌ی آخر
از لامپ "من" به سقف "تو" آویزان
...
مطلب کامل

میدان تو را- گفت‌وگو
سعید سلطانی طارمی
من
در قعر انقباض تحجر بودم
و روح خسته‌ام
در این اطاق گم‌شده می‌گندید
و در چهار راه
بر چشم آن مترسک قرمز
...
مطلب کامل

صبح‌ها- مصلحت سوزی
رحیم سینایی
صبح‌ها
من به آواز چکاوک
رخ خود می‌شویم
و سپس
می‌فشارم لب را
بر لب شبنم پاک
...
مطلب کامل

سانسورچی- سوگ‌سروده- و مردمی پشت کوه
محمدعلی شاکری یکتا
وقتی که برگ تازه‌ای از روزنامه می‌چینم
می‌خواهم
کلی خبر
بردارم و مچاله کنم
برای پاک کردن آیینه‌های زنگاری.
...
مطلب کامل

مرا با خود ببر- گذشتم
مجتبی شفیعی
مرا با خود ببر ای باد
مرا با خود ببر زین ظلمت بیداد
مرا تا سبزی برگی
مرا تا ابتدای صبح
مرا تا انتهای نیلی جاری چشمانش
ببر ای باد
...
مطلب کامل

صد دهان فریاد
علیرضا طبیب ‌زاده
صد دهان فرياد ُ هر جا
آتش اندر پيکر اين نسل می‌سوزد
صدا
قربانی ِ هر بی صدا
در اوج ِ اين تکرار
می‌خشکد
...
مطلب کامل

قطار- قاصدک
اصلان قزللو
در قطاری که به خاموشی و ظلمت می‌رفت
می‌دویدیم به دروازه‌ی نور
آخرین کوپه هنوز
کورسویی
می‌زد سو
...
مطلب کامل

ناگهان عشق- بعد مکثی
سید مرتضی معراجی
ناگهان عشق می‌رسد از راه
می‌کند هرچه را به خود همرنگ
قعر
تا
قلّه‌های عالم را.
۰۰۰
مطلب کامل

تهران- شکار رنگین کمان
فرهاد میری
گفتم :
دیگر نمی‌کُشند
دیگر دل بزرگ تو را اینان
در خون نمی‌کشند
ای ساده‌لوح من!
...
مطلب کامل

سکوت می‌کنم
میثم همرنگ
در آستان تیره‌فام ابتذال
در استتار احتضار
میان دشنه‌های تلخ انتظار
نوای تار بندگی
میان سوزن صدای چشم تو
به بردگی تنیده است
...
مطلب کامل

آزادی- پس از توفان تابستانه
نیاز یعقوبشاهی
از پنجره‌ به‌ كوچه‌ نظر می‌‌كنم‌
كوچه‌ پر از صداست‌.
ای‌ كودكان‌ كوچه‌ی اميد!
...
مطلب کامل

لطفاً کسی...
کبوتر ارشدی
من سردم است و فكر مي كنم
از انتظار اين شب طولاني
به آستانه ي صبحي نمي رسيم
ما يك نهاد كهنه ي منگيم
از انجماد دركي قديمي
...
مطلب کامل

سرانجام...
حمید پژوهش
گنجشک ،
درگیر لحظه های سبز بود
که از شاخه اوفتاد
...
مطلب کامل

سه زن
خسرو توحیدی
دیدم سه زن چه عاشقانه به یک مرد پولدار
- بازاری کج متقلب-
نگاه می کردند.
ای کاش کور بودم!
...
مطلب کامل

با دست‌های خالی - از پنجره به دوزخ "بودن"
طه حجازی (ح. آرزو)
می ایستد برابر من
زل می زند به چشمانم
با آن که هیچ چیز نمی گوید
من خوار می شوم
در پیش چشم او
آوار می شوم
...
مطلب کامل

بهار ما
حسین حسن پور
ندارد قرار
دل بی‌قرار
به سر می‌كشم پی در پی
جام لحظه‌های انتظار
درد رسيده به استخوان
...
مطلب کامل

نقش بر آب - غبار یادها
شعله رها
ناگزيری‌ شب‌ سياه‌
چشم‌های‌ انتظار را
با بهانه‌های‌ عاشقی‌
به‌ خواب‌ می‌‌زنم‌.
صبح‌ می‌‌دمد
...
مطلب کامل

عشق تا ابد یک‌طرفه
مهسا زهیری
بی تو تنها شده‌ام
در دلم ترسی از این جمله‌ی "تنها شده‌ام" افتاده
و به اندازه‌ی این فاصله‌ها دلتنگم.
با دلم
با بغضم
...
مطلب کامل

عشق نخست - سنگ صبور
رحیم سینایی
در زمستانی سرد
بُغض ابری تیره
تنگ بگرفته به خویش
سینه‌ی آبی زیبای بلند
پیرمردی تنها
...
مطلب کامل

سفر کنیم!
سعید سلطانی طارمی
بیا سفر کنیم از این سترونی
که از درون ما تنوره می کشد
و هرچه را که بارور شده
و هرچه را که رشد می کند
که صبر می کند
...
مطلب کامل

رؤیای ناتمام
مجتبی شفیعی
بی‌کرانه می‌شوم.
در زلال آسمان چو قطره‌های پاک
بر زمین و بر زمان
آشیانه می‌شوم.
...
مطلب کامل

خواب تو را دیدم
معصومه شهرامی
با نسیم می روم و
می وزم و
می بینم؛
که تو در دورترین جاده‌ی دور
در مسیریّ و
دلت مخمور
...
مطلب کامل

پرنده گفت به من
مهدی عاطف‌راد
پرنده گفت به من در شروع یک پرواز:
"اگر که قصد سفر سوی روشنی داری
وگر که می‌روی ای رهسپار راه امید
به بی‌کرانه‌ی همواره دور بیداری
سرود عشق بخوان دل‌نواز و گرم‌آواز."
...
مطلب کامل

سفر دوباره - شب و سحر
اباذر غلامی
در غياب‌ همنفس‌
در غبار دودناك‌ شوكران‌ بی‌کسی
در فضای‌ سوگوار مرگ‌ عشق‌
می‌‌توان‌ چه‌ ساده‌ مرد
بی‌‌زمان‌ و بی‌‌مكان‌
...
مطلب کامل

عبور - دشت‌ها در خواب گندم‌زارها
اصلان قزللو
ياس باغچه ،
آن قدر
در هوای کوچه
آه کشيد،
تا نسيم رهگذر
به او رسيد.
...
مطلب کامل

دوباره - دخترم پروانه
الهام کریمی
دوباره طبل آسمان، چکاچک ستاره‌ها
دوباره هوی هوی باد و اشک سرد ابرها
دوباره عاشقم زمین
دوباره عاشقم هوا
دوباره رقص می‌کنم کنار تک ستاره‌ها
...
مطلب کامل

این باغ... - اگرچه...
سید مرتضی معراجی
ـ "این باغ
در انحصار کامل فوج کلاغ‌هاست.
این دشت
یک مرغ سینه سرخ به گردش نمی پرد.
...
مطلب کامل

بهارانه - تردیدهای ما
هدی نخجیری
ای تو آشفته ز مهر
در کجا خواب دل انگیز بهاران دیدی؟
تا کجا جلوه‌ی طناز نگاران دیدی؟
که چنین بی تابی
...
مطلب کامل

شگفتی- ترانه‌ی چشم‌هایت
نياز يعقوبشاهی
پايی ديوارِ برج‌ِ بلندی‌
پوشش‌ِ سخت‌ِ آسفالت‌ را از هم‌ گسسته‌ست‌
سر برآورده‌، می‌‌لرزد از باد
ساقه‌ی‌ نازك‌ِ سبزه‌ای‌ تُرد.
...
مطلب کامل

۲ شعر
کبوتر ارشدی
تلفيق آينه هایی موازی ام
از پشت جيوه نقره‌ی دنيای صيقلي
دست از صدای تو كوتاه مانده ام
يعني
اين دختر من است؟
...
مطلب کامل

خانه - دختر خوشگل شعر
خسرو توحیدی
مکان شیوه های ساده‌ی یکرنگ
مکان راستی
مکان سفره های سبزی و نان و پنیر
مکان حرف‌ها و خنده‌ها
مکان حرمت و انصاف
...
مطلب کامل

سرود باززایش آفتاب - خورشیدباران
علی‌رضا جباری (آذرنگ)
افروختم چراغ هزاران غروب را
اما دراین میانه غروبی
زیباتر و شگرف تر از شام شمس من
در خاطرم نماند.
تیک - تاک !
...
مطلب کامل

آن سیب - چه روزگار غریبی!
طه حجازی (ح. آرزو)
آرامش نباتی من را
از من مگیر بانو!
بگذار این خراب
- که من باشم-
در فسفر نگاه تو
...
مطلب کامل

خواب بهار
بیژن داوری
تازه باران نگاهت زده بود
میان شاخه های خشکِ زمستان زده ام
زمین دوباره آرزویت کرد
زمان به چشم سبزتر آمد
جوانه جرأت یافت
...
مطلب کامل

چهار فصل - سالار عشق
شعله رها
تا خواب‌ سبز دشت‌های‌ دور
تا گل‌ سفر كردم‌
نبودی.
از گرمی آغوش‌ تابستان‌
تنها گذر كردم‌
...
مطلب کامل

سه شعر
سعید سلطانی طارمی
تو
بر یال زردکوه
رؤیای مادیان سپیدی بودی
در ذهن یک جوانه‌ی ریواس
شاید هم
ریواس بالغی
...
مطلب کامل

سردرگمی
شهاب سلیمیان (ش. جویبار)
آسمان ابری‌ست
تا نجابت شویی اين مسخ خواب آلود
يك شبانگه باقی‌ست.
حتم شب بر اين است
ماتمی در راه است
...
مطلب کامل

پلک سنگین خیال- عشق آن تابلو زیباست
رحیم سینایی
هیچ‌کس مثل تو احساس مرا درک نکرد
و نفهمید که عشق
مثل الماس تراشیده پُر از ابعاد است
تو فقط دانستی
چون‌که نایاب ترین الماسی
...
مطلب کامل

تصویر شبانه
محمدعلی شاکری یکتا
در لحظه ای پر از توالی آواز
از دور دست شب
بوی سکوت می آید.
سرد است
و باد نازک و تردی
...
مطلب کامل

دیو جنگ
محمدرضا طاهریان
لب ز خون تازه می لیسد
می خزد آهسته ،آهسته
می رود تا قله های دود و خاکستر
گنج ها در زیر آن پنهان
...
مطلب کامل

چرا؟
مهدی عاطف‌راد
شبی در سیاهی غربت گرفتار کابوس
در اعماق اندوه در بسته بودم به روی امید
و افتاده از پا میان سکوتاسکوت جدایی
دلم غرق در بی‌نوایی
نه یاری
نه در کس سر غمگساری
...
مطلب کامل

رهگذر
اصلان قزللو
با دل خسته ی خود می گوید:
دل به هر خار"
نبندی
" زنهار!
...
مطلب کامل

قدرت زایایی
الهام کریمی
دانه‌ام
دانه‌ای کوچک و خرد
در خیالم ریشه می‌رویاند هر لحظه
نقش سبزینه‌ی گل
رویش ساق گیاه
اوج احساس من است
...
مطلب کامل

دیدار
مجتبا کولیوند
آمد...
چشم دلم گشود.
رفت...
و داغ بر دل تنهایی‌ام گذاشت.
...
مطلب کامل

پرتقال‌های بم
اقبال مظفری
بوی نفس‌های تموچین می‌دهد این پرتقال بم
رنگِ چرا... رنگِ نمی‌دانم مسلول؟
یا چه بگویم... این پرتقال‌های غم؟!
در کنار این‌همه سوغاتی
قاطی این هرچه بخوانی اسمش را
...
مطلب کامل

می‌آید...- خانه‌ای...
سید مرتضی معراجی
خانه ای دارم
سقفش از تکرار ِ هر روز ِ سپهر ـ آبی ـ
سفره ای گسترده تر از خاک
با طعام ِ گرم ِ
شاید ها
...
مطلب کامل

آزادی در پناه قفس- شعر رنگی
کیومرث منشی زاده
در بنفش شب این جنگل زرد
قفس نقره‌ای شعر مرا
به سپیدار سیاه ستم آویخته‌اند
در شب جنگل زرد
- زیر چادرشب ابر توسی-
همگان آزاد اند
...
مطلب کامل

در سراسیمه‌ی باد
م.آرمان (میرزانژاد)
در سراسیمه ی باد
که چنان وحشی وار
می دمد در پس کاج
می زند غرش رنگ آلود , شب
کف آن عاج بلند, پر عصیان
رخت بر بسته شهاب, دل آرا
...
مطلب کامل

مرثيه‌ براي‌ پايان‌ جهان‌
نیاز یعقوبشاهی
برشانه‌ام‌ نوار كمربند ايمني‌
در جاده‌ی‌ كرانه‌ مي‌رانم‌.
در هر دو سوي‌ راه‌
در هر كرانه‌اي‌،
برجي‌ بلند و بر سر هر يك‌
نور افكني‌ عظيم‌
بر خاك‌ تيره‌ نور مي‌افشاند
نوري‌ سپيد و سرد، فراتابش‌ِ جمود.
...
مطلب کامل

بیژن و منیژه - رستم و اسفندیار
طه حجازی (ح.آرزو)
بیژن دوباره در چاه است
در چاه ِ دود و آتش
در چاه ِ اضطراب.
بیژن دوباره زندانی است
...
مطلب کامل

آینه - کاش
خسرو حسینی
آینه سرد شده
با سکوت
می‌گزد قلب مرا چون دگران
صورت من خندان
...
مطلب کامل

یادگار
بیژن داوری
فروغ حادثه ای نیست درخیال و سکوت
شب است و بغض و پنجره
ستاره هست و نگاه
و خاطرات رنگ برگشته
...
مطلب کامل

تاریخ درد - درگیر
شعله رها
زخمی شلاق‌ ستم‌
اين‌ منم‌... زن‌
تاريخ‌ دردمند صبوری
موج‌ بلند عاطفه‌ها در من‌.
...
مطلب کامل

چند شعر کوتاه
سعید سلطانی طارمی
خانه خلوت است
کوچه خلوت است
شهر خلوت است
در جهان کسی نفس نمی کشد
...
مطلب کامل

هویت - شهر آرزو
رحیم سینایی
میهمان من
پای خود بر دیده‌ام بگذار
پای را بر قالی‌ام مگذار
جای جای هر گل این فرش
هست لبریز از نگاه مست گل‌رویان
...
مطلب کامل

سایه های مزاحم
محمدعلی شاکری یکتا
با تکه‌ای ذغال
روی سفیدترین لحظه‌های روز
خورشید را سیاه
خط می‌کشد:
در کوچه‌ها نمی‌شود از آفتاب گفت.
...
مطلب کامل

خط سیاه
معصومه شهرامی
پریروز
چه اسطوره، تب آلود
چه دور و
چه فسانه
...
مطلب کامل

هزاره‌ی سوم- گر بخواهی اما...
علیرضا طبیب زاده
در کف ِ بیستمین قرن دگرگونه و پیر،
رخت غربت پهن است
بر طناب سنّت.
...
مطلب کامل

در پارک
مهدی عاطف راد
در پارک، عصر دیروز
مردی عبوس و تلخ‌نگاه ایستاده بود
نزدیک تک درخت سترون‌تبار تنهایی
هردو تکیده، هردو پر از پاییز
...
مطلب کامل

نگاه کن - چه کنم؟
الهام کریمی
نگاه کن به چهره‌ام
که انتظار تلخ تو
چگونه درهم‌اش شکست
نگاه کن
...
مطلب کامل

تعریف شعر - تجربه‌ی نازک آرایی
جعفر کوش آبادی
شعر حضور کلمات است
گلبن وزن است و گل‌واژه‌ی جادو
لب پرعشق است که ازسینه‌ی عاشق
ریخته در قالب تصویر
...
مطلب کامل

فتح شهر
اصلان قزللو
غنچه با لبان بسته خواند:
در صدای ساکت سکوت
می‌توان
چکه چکه
راه را گشود
...
مطلب کامل

طعن- بعد از تو
اقبال مظفری
به سودای بی‌مرگی‌ات
ای کهن جغد شوم شبانه
چه بس خنده‌ها کرد خواهد زمانه.
....
مطلب کامل

رفت و آمدی... - مرگ...
سید مرتضی معراجی
رفت و آمدی چهار بار
ـ یک مسیرـ
بین خانه تا محیط کار
ـ تنگ و بسته جایکی
...
مطلب کامل

هفت شب
م.آرمان (میرزانژاد)
شب اول:
می‌کند اين کاسه‌های فقر را افزون
تا بگيرد کشت‌زاران، بخت آتشناک قحطی را.
...
مطلب کامل

از چشمان "هابل" - غول سبز
نیاز یعقوبشاهی
تنهاییِ عظيم‌،
در پهنه‌ای‌ به‌ وسعت‌ِ هرگز!
از پشت‌ِ اين‌ تلسكوپ‌ِ غول‌ آسا
ژر‌فای آسمان‌ها را كاويديد.
...
مطلب کامل

آواز تلخ
محمدعلی شاکری یکتا
یک شب که در سرمای طاقت سوز تاریخ تبار ما
از قلعه‌ی فرغانه و بازار نیشابور می‌آمد
در دست او قندیل یخ
آغشته‌ی خون بود.
با چرخش گرداب‌های خشم و نفرینی که ما را برد
...
مطلب کامل

تا اقالیم خدا
سعید سلطانی طارمی
آسمانش را
روی پیشانیش تا اقصای اقیانوس ها می برد
سال ها از ابرهای سوخته باران شور و شیر می دوشید
در میان سنگ و سنگستان
بی پناهی را پناهی نازنین می داد
...
مطلب کامل

پویه
شهرام بیانی
و شب‌ها تا سحر
اشك است پاياپای من بيدار
نگاه آشنا در سايه‌بيدار خيالم می‌زند اكسير
می‌‌دهد هشدار
باز با گل‌های پرده
...
مطلب کامل

حادثه
سید محمد تقوی
در فضایی که پر از نور و نواست
وای بر نسل غریبی
که درین راه دراز
چشم و گوش و دلش از آنچه که باید دور است
۰۰۰
مطلب کامل

مشت و خاک
بیژن داوری
صدای مبهمی چون بُعد چشمانت
سرود اولین باران پاییزی قلبی منتظر را
در میان خنده‌هایی خیس
می‌پیچید و می ‌پیچاند این پژواک محکوم تن و فرصت
...
مطلب کامل

سپیدار - سوآل
رحیم سینایی
ای سپیدار بُلند
قامت افراشته ای
دور باد از تَن تو دست تَبَر
هیبَتَت افزون تَر
برگ سبزت چه قشنگ
می چَمَد در خَم آغوش نسیم
...

کوچ خاطره
امیرمهدی شهرابی فراهانی
دردها را با پرستویی مگو
آن پرستو شوق رفتن دارد
به کجا می‌رود اینک؟
به کجا خواهد برد
رازِ پنهانِ دلِ خسته‌ی من؟
...
مطلب کامل

فال - رؤیا فروشی
الیسا سلطانی
حیف تو
تو نبایست که تنها باشی
تو پر از بال و پری
تو خود پروازی
این کسان بال تو را می‌چینند
...
مطلب کامل

تاریخ
محمد رضا طاهریان
چراغی بر سر راهی
چراغی بر سر بيراهه می‌سوزد
غبار لحظه ها در راه‌مان،
بر پهنه‌های هول و حيراني
روان بوديم باهم
...
مطلب کامل

فقر رؤیا - میهمانی کودک درون
علیرضا طبیب زاده
کسی آمد،
که غم از مخمل قلبش تراوید
و شب بو روزه دار روزِ ویران شد
...
مطلب کامل

هرچه می‌کشم
کامبیز غفوری
هر چه می‌کشم
از دست تو این دل چموش می‌کشم
من خود بدون تو
بار غم یک جهان به دوش می‌کشم.
...
مطلب کامل

در سرای ابوالحسن (شعر منتشر نشده‌ای از ه. ا. سایه)
ه. ا. سایه
هرکه به سرای بوالحسن درآید نانش دهید
و از ایمانش نپرسید.
آن که نزد خدای تعالی به جانی ارزد
به نانی ارزد.
شیخ ابوالحسن خرقانی
مطلب کامل

بغض پنجره - قمری و تو
کبوتر ارشدی
آوار خط و
خالی‌‌ام از بغض پنجره
از پشت پنجره
يك زن كه در عبور مبهم خوابش
پا می‌كشد كناره‌ی يك راه ...

آن سیب - "رستم" در چاه
طه حجازی
آرامش نباتی من را
از من مگیر بانو!
بگذار این خراب
- که من باشم-
در فسفر نگاه تو
.........
مطلب کامل

دلبستگی - می‌نویسم
محمد خلیلی
به چه دل می بندی
به همین آبی کوتاه ؟!
که نه بارانش و
برفش
.....
مطلب کامل

سلامم را تو پاسخ گوی
بیژن داوری
سلامم را تو پاسخ گوی
ای همسایه در بن‌بست‌های بی خداحافظ
فریب و فاصله شد حاصل باغ مترسک‌ها،
قلم برداشتم امشب
چه بی‌تردید
......
مطلب کامل

تاک همسایه - باغچه‌ام
رحیم سینایی
تاک همسایه‌ی ما
رفته در سن بلوغ
جامه ای سبز به تن
گوشواری ز زُمرّد بر گوش
خفته بر دیوارم
........
مطلب کامل

زمزمه‌های ناپیوسته
محمدعلی شاکری‌یکتا
دست بردم.
گل نیلوفر مرداب
مرا چید و به یاد تو سپرد.
..........
مطلب کامل

الواح سومری
سعید سلطانی طارمی
زيبای من !
خورشيد ، شب
در باغ زلف های تو می خوابد
و صبح،
در گوشه ي دهان تو بيدار مي شود
..........
مطلب کامل

در زلال شعر - سلام ابریشمین
علیرضا طبیب زاده
در فراسوی ضمیر هر شعر
نکته‌ای بارور رنج و اَلم
یا خط صاعقه وار فکری
جوشش چشمه‌ی احساسی گرم،
.............
مطلب کامل

ابر بی باران‌مان کردی - ای کاش
مهدی عاطف‌راد
در سر ما آرزوی بردمیدن بود
آرزوی سبز ِ باران بودن و جاری شدن
قلب‌های تشنه‌ی پیوند را با آبشار دوستی سیراب کردن
در کویر کینه و نفرت گلستان محبت گستراندن
شوره‌زار بی‌کسی را بیشه‌زار آشنایی ساختن
...............
مطلب کامل

در حوالی این کوچه‌ها - پرواز
الهام کریمی
زنی امروز اسیر گذر ثانیه هاست،
می شمارد با خود،
تیک و تاک دگری
چشمه‌ی اشک زنی لبریز است!
..........
مطلب کامل

صبح لبخند
م. آرمان
آسمان را چون هزاران طاق ِ بی‌شعله
به خفيه گاه ِ سرد ِ خويشتن
در قفس کردند
..........
مطلب کامل

گفتی باید... - آرزویی...
سید مرتضا معراجی
گفتی :
"باید
دل کند و زین دیار سفر کرد
وز ذهن
- خوب و بد-
هر یاد و یادگار به در کرد
.............
مطلب کامل

از شهر سرد - بازگشت پرندگان مهاجر
نیاز یعقوبشاهی
در خيابان‏هاى شهر سرد،
در ميان برج‏هاى سر به گردون‏ساى،
و هياهوى كر و كورِ عبور و غرش انبوه خودروها؛
آن دومويه مرد،
.....
مطلب کامل

ساحل سنگی - شاید ...
کبوتر ارشدی
وقتی می آید موج
آرام و نازنده
دریا به خود می بالد از پهنای آرامش
این سوی‌تر اما،
دریای من بی تاب و توفانی
می کوبدم بر ساحل سنگی و من می بالم از عشق
این را همه در خواب می بینم
مطلب کامل

برای عروس و داماد
خسرو توحیدی
بچه ها آرزوی من شادی
آرزوی من خوشبختی شماست
از همین اول
یادتان باشد
زندگی مثل یک کودک شیرین قشنگ است که باید
مثل جان در بغلش گیرید
مطلب کامل

اینجا هنوز... - عذاب وجدان
سعید سلطانی طارمی
اینجا هنوز مساله نان است
و بوی کهنه ای
که از حواشی این شهر می وزد
فریاد مبهمی است
که در عروق بسته ی خود پیوسته
یک نام را
مانند رمزهای کهن
تکرار می کند
مطلب کامل

مهاجر - کابوس
محمد شریعتی (نوید)
لیلی من!
بی سرود تو شب سوت و کور است
رود نیلوفر نیلی من!
لیلی من!
کوچه های نگاه تو ابری ست
مطلب کامل

کیفر
محمد رضاطاهریان
سزايت اين
سزايت اين كه طوق لعنت جاويد برگردن
گرفته صخره‌ی اندوه برشانه
از اين غربت
به آن غربت
سوي آن قله‌هاي دور
مطلب کامل

گفتگوی شبانه - گفتی که می شود
مهدی عاطف راد
در آن سوی آفاق رویاها
در آسمان شهر بیداران روشن دل صدای گفتُ گویی ست
در دوردست مهربانی‌های جان افزا
نجوای گنگی یا نوای زمزمه واری
بین شب و مهتاب
مطلب کامل

کار - چند شعر کوتاه
جعفر کوش آبادی
از سرو سايه مانده و
بي برگي از درخت
و ديگر هيچ .
مطلب کامل

سلام - بر مسیر ...
سید مرتضی معراجی
سلام می کنم به خود
- "سلام
هی پسر
تو از کجا رسیده ای
که هرم شیهه های اسبت
عطر شور و شادمانی و جوانی است
مطلب کامل

شب است هنوز...
م. آرمان
با شباني تيره چون افسانه هايش تلخ و پر نيرنگ
تا خراب آلوده‌ي انديشه هايش باطل و بي راه
و از شر سخن‌هايش، پليد و کذب چون شيطان
و از گنداب مکر او چو دندان‌هاي تيز او کثيف و خرد
بدم مي آيد از اين زندگي ديگر.
مطلب کامل

شامگاه خزانی - با بودا
نیاز یعقوبشاهی
سرخ و زرد
نيمه‏هاى رودخانه ي دوگانه ي هماره ي گدازه ي روان
از كنار هم عبور مى‏كنند
آن يكى، سوى جنوب
وين يكى، سوى شمال
در كنار دره، از بزرگراه.
مطلب کامل

زندگی چیست؟
مجید پیرمراد
خوب يادم هست
از همان شبهای تنهایی
بی کسی
اندوه
رسوایی
از همان شبها که از دردی درونم سخت می جوشيد
...
مطلب کامل

باغ - خانه
سعید رضوانی (سیاووش)
داسِ پُرزنگار کُندش را عرقریزان
باغبان سوﺋﻰ فکند و گفت:
"گَرده اش را باد سالی سرد
بی گمان از باغ همسایه
یا ز صحراهایِ دور آورد."
...
مطلب کامل

گور و گهواره - کندو
محمد شریعتی ( نوید)
پیش از سپیده بود
که نیلوفری سپید
در آبهای آینه خندید
گیسو به دوش ریخت
چرخید
وز ابر گیسوان بلندش
باران در آینه بارید.
...
مطلب کامل

جاودانه ( در رثای استاد احمد عاشورپور)
محمد رضا طاهریان
بر اين پندار می گردی
كه من درگورخواهم خفت
عبث! پندارموهومی ست
من ازتو پيش تر، درخانه خواهم بود،
كنارجام و آتشدان.
مطلب کامل

پرچم - زندگی
اصلان قزللو
هر كبوتر سپيد،
پرچمی ست صلح را
جنگ اگر كه مي كنيد
پرچم سپيد اين كبوتران چه می شود؟
مطلب کامل

دعوت - پیچیده می آیم
کبوتر ارشدی
ز گوشه های خواب پلكهای تو
پرنده های شعر من هميشه دانه می برند
و چشمهای روشنت
ميان ريزريز خط و چين چهره ات
دو آبگون بی صدا
مرا به خواب هفت ساله می دهند...
مطلب کامل

این گونه است - درد دل خروس لال
سعید سلطانی طارمی
این گونه است
که فاصله به حوصله ی تو
تعظیم می کند
و بخشی از جهان
پرواز می کند به لانه ی بخشی دیگر...
مطلب کامل

قلب تو
حمزه سلمانی خوش
گل و گلسنگ نشسته ست
به سنگ
کوه باران زده
یکپارچه رنگ
....
مطلب کامل

ترن - سفر
محمد شریعتی ( نوید)
تمام طول ترن
بر دو خط سرد و کبود
به سوی تونل تاریک راه می پیمود
کلاغ پر زد و خورشید در کویر نشست...
مطلب کامل

پس از آرش
مهدی عاطف راد
راوی:
چو سالی هفت
ز جانبازی آرش- آن دلاور مرد مانا زنده آزاده جان- بگذشت
بلایی سخت دیگر بار بر ایرانیان از سوی اهریمن فراز آمد
که از آن مانده غافل شاهنامه نیز بس افسوس
و اینک من در اینجا شمه ای زان ماجرا را باز می گویم
...
مطلب کامل

شعر ما
جعفر کوش آبادی
وابماند این سوغات فرنگ
که شده وصله ی ناجور قبا
موذی هرزه درا
چهره از گل نازک تر شعر ما را
که خیالاتی روشن تر از آب زلال
جلوه اش را دوبرابر می کرد...
مطلب کامل

نمی دانم- خانه
امیر پاشا مقدسی
نمی دانم...
کنون کز ساغر عمرم
هزاران جرعه را در پشت سر، در گور، می بینم
و هر دم، تشنه تر
چون خاک سردی کز تنش خاشاک هم هرگز نمی روید
بنوشم... نه! چِشَم پیمانه های دیگری را
تا بمیرد در ظلام مدفن عمرم " دمی" دیگر؟...
مطلب کامل

با آب - دوباره
میمنت میرصادقی( آزاده)
من با تو خواهم آمد ای آب ،
من با تو خواهم آمد
هر جا که می روی
من با تو خواهم آمد ای آب
...
مطلب کامل

دیدار یاسهای کبود امید
مهرداد مهرپور
ای دوست فاش کن
آیا زمان طلعت فردا رسیده است؟
خورشید دلفروز سعادت دمیده است؟
احساس می کنم
با نغمه های دلکش امید همرهم...
مطلب کامل

 
 
نقل مطالب این سایت تنها به صورت لینک مستقیم مجاز است.